غلامعلى صفايى

18

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

و منها : و از مصاديق لام تعليل لام دوّمى كه در جملهء استغاثيه بر مستغاث له داخل مىشود مىباشد ، مانند « يا لزيد لعمرو » كه يا متعلق به فعل محذوفى است كه با مستغاث له روى هم يك جملهء مستقل مستأنفه تشكيل مىدهند و مثال قبل در اصل « يا لزيد أدعوك لعمرو » بوده است يا متعلق به اسمى كه مشتق از ماده « دعو » كه حال از منادا كه « زيد » است مىباشد و در اصل « يا لزيد مدعّوا لعمرو » بوده است . بنابراين در متعلق اين لام دو قول است . و منها : و از موارد لام تعليل است لامى كه داخل بر فعل مضارع مىشود و لفظا ذكر مىگردد . مانند قول خداوند متعال : أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ( النحل / 44 ) . و قول امام سجاد عليه السّلام در دعايى كه دربارهء حمد و ثناى خداوند و كيفيت نظام تكوين و تشريح است : [ الحمد للّه الذّي ركّب فينا الآت البسط و جعل لنا أدوات القبض و متّعنا بأرواح الحياة و أثبت فينا جوارح الأعمال و غذّانا بطيّبات الرّزق و أغنانا بفضله و أقنانا بمنّه « ثم أمرنا ليختبر طاعتنا و نهانا ليبتلى شكرنا » فخالفنا عن طريق أمره « 1 » ] شاهد : در معناى تعليل داشتن هرسه لام در آيه و دعا و دخول لفظى آن بر فعل مضارع است . معناى فرازى از دعا كه شاهد است : « سپس امر كرد ما را - به واجباتى - به جهت اينكه بيازمايد طاعت ما را و نهى كرد ما را - از محرماتى - به جهت اينكه سپاسگزارى ما را آزمايش نمايد » . نكته : در عبارت كتاب ، قيد ذكر لفظى اين لام بر فعل مضارع آمده است اين قيد به اين جهت است كه لام تعليلى كه بر فعل مضارع مىآيد بايد حتما لفظا ذكر شود ، امّا گاهى اين لام در تقدير و معنا لحاظ مىشود و آن وقتى است كه فعل همراه با ادات مصدرى در موضع مفعول له واقع شود كه اين مورد ، از بحث ما خارج

--> ( 1 ) - الصحيفة الكاملة السجادية ، دعاى اوّل : 37 .